امام حسين (ع) در مقام تسلّي به خواهر بزرگوارش فرمود:
اهل زمين مي ميرند و اهل آسمان باقي نمي مانند و همه چيز رو به فناست، جز ذات پروردگاري که زمين را به قدرتش آفريده، و خلق را برانگيزاند و همه به سوي او باز مي گردند، و او تنهي يگانه است.
(چهل حديث)
نویسنده : گمنام
امام حسين (ع) قبل از حرکت از مکّه به سوي عراق در ميان جمعي از بني هاشم فرمود:
مرگ گردنگير فرزندان آدم است; همچون گردنبند بر گردن دختر جوان، و من مشتاق ديدن گذشتگانم هستم، مانند اشتياقي که يعقوب به ديدن يوسف داشت.
( چهل حديث)
نویسنده : گمنام
امام صادق (ع ) فرمود: ريشه و سر هر خطا کارى دوستى دنيا است.
اصول کافى جلد 4 صفحه 2
امام علي (ع) : هرکس خدمت دنيا کند دنيا او را به خدمت خواهد کشيد و کسي که خداي سبحان را خدمت نمايد خدا در خدمت او خواهد بود.
غررالحکم صفحه 712
نویسنده : گمنام
امام صادق (ع) : دنيا زندان مومن است و از چه زنداني خير و خوشي آيد ؟
اصول کافي جلد 3 صفحه 349
امام باقر (ع) : حکايت شخص حريص به دنيا حکايت کرم ابريشم است که هرچه بيشتر بر خود تند راه بيرون آمدنش دورتر شود تا آنکه از غصه بميرد.
اصول کافي جلد 3 صفحه 202
امام صادق (ع) : روزي جناب سليمان (ع) با يکي از نزديکانش نشسته بود که ناگاه فرشته مرگ مانند جواني بر او وارد شد و به آن شخص که نزيک سليمان بود نگاهي تند نمود هنگامي که فرشته بيرون رفت همنشين سليمان (ع) به او گفت اين مرد جوان که بود ؟ سليمان فرمود او ملک الموت بود مرد گفت من ديدم به من چنان نگريست که گويا قصد مرا دارد سليمان که ناراحتي و اضطراب او را يد به او گفت حالا از من چه ميخواهي مرد گفت از شما ميخواهم که مرا از دست او نجات دهي و به باد دستور دهي تا مرا به دورترين نقاط هند ببرد پس سليمان (ع) به باد دستور اين کار را داد و باد آن فرمان را به انجام رسانيد پس ساعتي بعد از اين ماجرا فرشته مرگ دوباره نزد سليمان حاضر شد سليمان به وي گفت چرا تو به همنشين من نگاهي طولاني کردي ؟ ملک الموت پاسخ داد : زيرا من از جانب خدا مامور شده بودم که در ساعتي نزديک او را در دورترين نقاط هند قبض روح کنم ولي ساعتي پيش که براي سرکشي به وضعيت او آمدم او را نزد تو و در اينجا ديدم و تعجب نمودم اما اينک او را در همانجائي که مقرر بود قبض روحش نمودم و از آنجا باز ميگردم.
محجته البيضاء جلد 8 صفحه 319
امام صادق (ع) : يعقوب احمر گويد جهت تعزيت به خاطر فوت اسماعيل فرزند بزرگ امام صادق (ع) خدمت ايشان شرفياب شدم حضرت به ياد فرزندشان ترحمي نموده سپس عرض نمودند : حق تعالي خبر فوت رسولش را به او داده فرمود : سوره زمر آيه 30 : (( البته تو خواهي مرد و ديگران هم خواهند مرد )) و نيز فرمود : سوره انبياء آيه 35 : (( همه مخلوقات مزه مرگ را خواهند چشيد )) سپس فرمودند : اهل زمين خواهند مرد و از آنها احدي باقي نخواهد ماند سپس اهل آسمانها خواهند مرد و از ايشان احدي باقي نمي مانند مگر ملک الموت و حاملان عرش و جبرئيل و ميکائيل. سپس ملک الموت مي آيد و نزد حق تعالي مي ايستد پس حق تعالي خطاب ميکند چه کسي باقي مانده و حال آنکه خود بهتر ميداند که کي باقي مانده پس ملک الموت مي گويد باقي نمانده جز من و حاملان عرش و جبرئيل و ميکائيل پس امر ميشود که ايشان را هم بميران. ملک الموت گويد پروردگارا ايشان فرشتگان امين تو انند پس ندا آيد من مقرر کرده ام براي هر نفسي که در آن روح بوده باشد مرگ را . پس ملک الموت ايشان را قبض روح کند سپس بيايد نزد حق تعالي غمگين و از ترس به بالا نگاه نکند و حق تعالي از او بپرسد چه کسي باقي مانده است گويد پروردگارا غير من کسي باقي نمانده خطاب رسد بمير اي ملک الموت پس او نيز بميرد آنگاه حق تعالي زمين و آسمانها را به دست قدرت خود بگيرد و ندا کند کجايند آنهائي که با من خدائي ديگر شريک قرار دادند و کجايند متکبراني که از دستوراتم سرکشي مي نمودند.
حق اليقين مجلسي صفحه 400
رسول اکرم (ص) : در شب معراج از ناحيه پروردگار خطاب آمد : اي احمد دشمن بدار دنيا و اهل آنرا و دوست بدار آخرت و اهلش را عرض کردم پروردگارا اهل دنيا چه کساني ميباشند ؟ ندا آمد : اهل دنيا کسي است که خوردنش زياد و خنده اش بسيار و خوابش طولاني است و کسي است که راضي به قضاي الهي نيست اهل دنيا از گناهاني که از او سرزده معذرت خواهي نمي کند و اگر کسي از او پوزش طلبد قبول نمي کند شخص دلبسته به دنيا هنگام معصيت پروردگار شجاع است و در هنگام انجام اطاعت حق تعالي کسل و تنبل است اهل دنيا آرزويش طولاني است در حالي که مرگش نزديک است و او کسي است که در مقابل استاد خود که از او علم فرا گرفته تواضع ندارد و او کسي است که در نظر خويش خود را عاقل مي پندارد ولي در نزد عارفين به حق جاهل و نادان شمرده ميشود.
سفينه البحار جلد 2 صفحه 231
رسول اکرم (ص) : بدبخت ترين مردم کسي است که آخرت خويش را به دنيايش بفروشد و بدبخت تر از او کسي است که آخرت خود را به خاطر دنياي ديگران از دست بدهد.
نهج الفصاحه صفحه 7
امام علي (ع) : روزي امام (ع) جابربن عبدالله انصاري را ديدند که ناراحت و غمگين بود و آهي سرد کشيد.حضرت فرمودند اي جابر اين آه را براي چه کشيدي از کمبود و ناراحتيهاي دنيا جابر گفت : آري . امام (ع) فرمودند : اي جابر آنچه در دنيا موجب لذت ميشود بر هفت پايه است : 1.خوردني 2.آشاميدني 3.بوئيدني 4.پوشيدني 5.همبستري 6.وسائل سواري 7.شنيدني
اما بهترين خوردنيهاي دنيا عسل است که آن استفراغ دهان زنبور عسل است و لذيذترين نوشيدنيهاي دنيا آب است که از قعر خاک و دل زمين بدست مي آيد و بهترين بوئيدنيهاي دنيا مشک است که خون ناف آهوست و بهترين پوشيدنيهاي دنيا ابريشم است که لعاب دهان کرم ابريشم است و بهترين لذات دنيا لذت همبستري و زناشوئي است که آنهم عمل داخل نمودن آلت ادراري است در آلت ادرار ديگر و بهترين قسمت خوبي زن دربدترين عضو او قرار گرفته است و عالي ترين وسايل سواري در ميان چهارپايان اسب است که آنهم کشنده صاحب خود است.و بهترين شنيدنيهاي دنيا هم موسيقي است که آنهم از بزرگترين معاصي خداوند است.پس اي جابر دنيائي که داراي چنين مشخصاتي است شخص عاقل نبايد براي آن آه بکشد جابر گويد پس از شنيدن اين سخنان از زبان مولا (ع) ديگر دنيا برايم ارزشي نداشت.
بحارالانوار جلد 17
امام صادق (ع) : هرکه دل به دنيا به بندد دل به سه زيان بسته : 1. کوشش و گرفتاري که پايان پذير نيست 2. آرزويي که به آن نخواهد رسيد 3. اميدواري که نائل به آن نميشود.
بحار الانوار جلد هفدهم جلد 2 صفحه 222
نویسنده : گمنام